قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3285
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و پنجاه و هشتم از رحلت خير البشر « 1 » در اين سال شمس الدّوله تورانشاه ، برادر صلاح الدّين ، صاحب مصر ، بهواسطهء آنكه عبد النبى ، صاحب يمن ، خطبهء عباسيه را از آن بلاد قطع كرده بود ، به رخصت ملك نور الدّين محمود لشكر به آن جانب كشيد . و در اين فرستادن ملك نور الدّين محمود مصلحت خود مىديد و صلاح الدّين مصلحت خود ، و دعات علويه كه در مقام آن شده بودند كه صلاح الدين يوسف را از مصر بيرون كنند ، نيز مصلحت در اين مىديدند كه شمس الدوله تورانشاه به جانب يمن رود . القصّه ، هركس به اعتقاد خود در اين باب فكرى مىكرد ، امّا خيال ملك نور الدّين آن بود كه چون صلاح الدّين يوسف دوبار حركت ناشايست كرده بود ، لشكر بر سر مصر برد و صلاح الدّين يوسف را از مصر برآورد . لهذا در اين سال كس به جزيره و موصل به طلب سپاه ، به بهانهء آنكه به غزاى فرنگ مىرود ، فرستاده ، موقوف آمدن برادرزادهء خود سيف الدّين غازى ، صاحب موصل ، مىبود كه شام را به وى سپرده خود به جانب مصر متوجّه شود . بنابراين ، مىخواست كه برادر صلاح الدّين يوسف ، تورانشاه ، كه ركن اعظم او بود ، با سپاه فراوان به جانب يمن رود تا گرفتن مصر از صلاح الدّين به اسهل وجوه ميسّر گردد . امّا نظر صلاح الدّين يوسف در اين باب آن بود كه چون او جدّ و اهتمام ملك نور الدّين را در باب مصر مىدانست ، با خود انديشهء آن مىكرد كه اگر از مقاومت ملك نور الدّين عاجز آيد ، مأمنى داشته باشد . لهذا در سال گذشته تورانشاه را به ولايت نوبه فرستاده بود . امّا چون آن ولايت گنجايش آن نداشت كه ملك صلاح الدّين خود با سپاه و حشم خود تواند در آنجا
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .